
ایام فاطیه ، مسجد دانشگاه ...
اون شب شله زرد داشتن درست میکردن
طبق معمول ما هم رفتیم خودمون و انداختیم وسط و آقا بده من هم بزنم و من حاجت دارم و من زن میخوام و ... :دی
یه چند نفری بودیم که حاج آقا هم اومد
حاج آقا امام جماعت مسجد دانشگاه هست ، اسمش رو نمیدونم ولی یکی
سلام
بی مقدمه بگم که امروز میان ترم مقاومت دارم ، تا الان بازشم نکردم :دی
هر روز فوقش تا ساعت 8 میخوابیدم ، امروز به خاطر امتحان تا 10 خوابیدم :دی
وقتی که یه درسی رو نخونم و همینجوری مطالبش جمع بشن رو هم ، دیگه رغبت نمی کنم شب امتحان بخونمش !
معمولا تو این مواقع
با تمام ِ وجود غمگینم ، مثل ِ وقتی که زن نمی سازه
مثل ِ وقتی که دوست می میره ، مثل ِ وقتی که تیم می بازه
با تمام ِ وجود غمگینم ، مثل ِ اوقات ِ تلخ ِ تنهایی
************************************
با تمام ِ وجود غمگینم ، لول ِ تریاک زیر ِ این تخته
دست و پاهامو با
خوبید رفقا ؟
( این رفقا رو یکی به ما گفت دیگه موند تو دهنمون)
تو عید میخوام این مطالب رو بخونم :
مقاومت مصالح !
سیالات
راهسازی
اقتصاد مهندسی
محاسبات عددی
CCNA (که اینو robin گذاشت تو سفره مابا تشکر فراوان از او
)
یکمی هک
به جز دو مورد آخری
