
ارسال پیغام از طریق مسنجر برای SA33D ...
Yahoo!
SAEED_DAYYANI
ما هرروز به دانشگاه مي آييم.
ما هر روز كلاس داريم.
ما سر همه كلاس ها حاضر ميشويم.
ما سر همه ي كلاس هاي عمومي حاضر مي شويم!
ما در دانشگاه خيلي بيزي هستيم.
ما خيلي دوست داريم مهندس شويم.
ما مي خواهيم زود درسمان را تمام كنيم و برويم توي خط تاكسي كار كنيم.
ما دانشگاه را دوست داريم......
ما.....
دو آتش نشان وارد جنگلی می شوند تا آتش کوچکی را خاموش کنند . آخر کار وقتی از جنگل بیرون می آیند و میروند کنار رودخانه ، صورت یکی شان کثیف و خاکستر است و صورت آن یکی به شکل معصومانه ای تمیز.
سوال : کدامشان صورتش را می شوید ؟
.
.
.
.اشتباه کردید ، آن که صورتش کثیف است به آن یکی نگاه می
روزی، سنگتراشی که از کار خود ناراضی بود و احساس حقارت می کرد، از نزدیکی خانه بازرگـانی رد می شد. در باز بود و او خانه مجلل، باغ و نوکران بازرگان را دید و به حال خود غبطه خورد و با خود گفت: این بازرگان چقدر قدرتمند است! و آرزو کرد که مانند بازرگان باشد.
در یک لحظه، او تبدیل به بازرگانی
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِیرًا مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّاى کسانى که ایمان آوردهاید از بسیارى از گمانها بپرهیزید که پارهاى از گمانها گناه استسوره حجرات-12
هیزم شکن صبح از خواب بیدار شد و دید تبرش ناپدید شده.شک کرد که همسایه اش آن را دزدیده باشد برای همین تمام روز او را زیر نظر گرفت.
متوجه شد همسایه اش در دزدی
