شومو ؟ تو اینجو چیکار میکنی ؟ ...چقد بزرگ شدی !
این ها جملات آشناییست.چند گاهی است که کلیپ صوتی به نام آقای زیگلری در اینترنت منتشر شده و ماجرای معلمی را بیان میکند که چند دقیقه ای دیر به کلاس میرود و در جواب سوال یکی از شاگردها به شرح وقایع اتفاق افتاده در این مدت میپردازد.
در شروع
مردی چهار پسر داشت. آنها را به ترتیب به سراغ درخت گلابی ای فرستاد که در فاصله ای دور از خانه شان روییده بود:
پسر اول در زمستان، دومی در بهار، سومی در تابستان و پسر چهارم درپاییز به کنار درخت رفتند.
سپس پدر همه را فراخواند و از آنها خواست که بر اساس آنچه دیده بودند درخت را توصیف
