Liansharj
 

تابلو اعلانات بستن این دسته بندی

:: طراحی محوطه و فضای سبز با نرم افزار Deluxe :: برای مشاهده آموزش اینجا کلیک کنید.

:: آموزش اتوکد ۲۰۱۲ مقدماتی - سطح دو :: برای مشاهده آموزش اینجا کلیک کنید.

:: طرح تقویت واژگان انگلیسی یا 504 واژه ضروری :: برای شرکت در طرح تقویت واژگان انگلیسی با استفاده از 504 واژه ضروری اینجا کلیک کنید.

:: آموزشگاه CEH :: آموزش و پیشرفت گروهی مدرک CEH (هک قانونمند) . برای شرکت در این طرح اینجا کلیک کنید.

:: Steganography Challenges (Number 8) :: برای شرکت در مسابقه استگانوگرافی اینجا کلیک کنید.


پیپرز
تبلیغات شما در این مکان

نمایش نتایج: از 1 به 1 از 1

موضوع: ترجمه شعر زمستان مهدی اخوان ثالث

  1. #1


    7prince آواتار ها


    رشته کارشناسی
    زبان و ادبیات انگلیسی
    رشته کارشناسی ارشد
    تحقیقات
    محل سکونت
    برازجان
    پوینت
    8,307
    نوشته های وبلاگ
    10
    ارسال تشكر
    17,263
    تشكر شده 14,689 بار در 4,276 پست

    ترجمه شعر زمستان مهدی اخوان ثالث

    سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
    سرها در گریبان است
    کسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را
    نگه جز پیش پا را دید ، نتواند
    که ره تاریک و لغزان است
    وگر دست محبت سوی کسی یازی
    به اکراه آورد دست از بغل بیرون
    که سرما سخت سوزان است
    نفس ، کز گرمگاه سینه می اید برون ، ابری شود تاریک
    چو دیوار ایستد در پیش چشمانت .
    نفس کاین است ، پس دیگر چه داری چشم
    ز چشم دوستان دور یا نزدیک ؟
    مسیحای جوانمرد من ! ای ترسای پیر پیرهن چرکین
    هوا بس ناجوانمردانه سرد است ... ای
    دمت گرم و سرت خوش باد
    سلامم را تو پاسخ گوی ، در بگشای
    منم من ، میهمان هر شبت ، لولی وش مغموم
    منم من ، سنگ تیپاخورده ی رنجور
    منم ، دشنام پست آفرینش ، نغمه ی ناجور
    نه از رومم ، نه از زنگم ، همان بیرنگ بیرنگم
    بیا بگشای در ، بگشای ، دلتنگم
    حریفا ! میزبانا ! میهمان سال و ماهت پشت در چون موج می لرزد
    تگرگی نیست ، مرگی نیست
    صدایی گر شنیدی ، صحبت سرما و دندان است
    من امشب آمدستم وام بگزارم
    حسابت را کنار جام بگذارم
    چه می گویی که بیگه شد ، سحر شد ، بامداد آمد ؟
    فریبت می دهد ، بر آسمان این سرخی بعد از سحرگه نیست
    حریفا ! گوش سرما برده است این ، یادگار سیلی سرد زمستان است
    و قندیل سپهر تنگ میدان ، مرده یا زنده
    به تابوت ستبر ظلمت نه توی مرگ اندود ، پنهان است
    حریفا ! رو چراغ باده را بفروز ، شب با روز یکسان است
    سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
    هوا دلگیر ، درها بسته ، سرها در گریبان ، دستها پنهان
    نفسها ابر ، دلها خسته و غمگین
    درختان اسکلتهای بلور آجین
    زمین دلمرده ، سقف آسمان کوتاه
    غبار آلوده مهر و ماه
    زمستان است

    Mehdi Akhavan Saales

    Translated by:
    Davood Khazaie
    Gholam Reza Zarei
    Not willing are they to greet you, to say hello
    Heads are thrust in collars,
    No one dares to raise his head,
    To reply and meet his friends,
    Eyes can see one’s steps, no more,
    The road is slippery and dark, be sure.
    And if you stretch out your affectionate hand,
    Reluctantly they will stretch out theirs from their side;
    For the cold is nipping and wide.
    Breath, coming out of warm chamber of breast, is a dark cloud,
    And stands before your eyes like a shroud.
    Now that breath is so dark and morose,
    In vain is your expectation from friends, distant or close.
    O, my brave Messiah,
    O, the old Christian in the sullied robe,
    The weather is so cruelly cold.
    May your breath be lively!
    And yourself be merry and sprightly!
    Return my greeting, open the door mildly!
    It is me, me.
    Your every night’s guest, grievous and drunken-like.
    It is me, the afflicted kicked stone,
    It is me, the mean curse of creation, the unpleasant tone.
    I am neither white nor black,
    But true, of no color.
    Come! Open the door! Open!
    I am heavy-hearted.
    O partner, O host,
    Your monthly and yearly guest,
    Is trembling like a wave, behind the door with no rest.
    No hail, no death,
    If a sound you are hearing,
    It is the teeth and cold chattering.
    Tonight I am here to pay my debt,
    To put your sum beside the goblet.
    Why are you telling it is ill-timed, dawn is here, here is sunrise?
    You are being cheated.
    It is not the rosy-hue in the sky after dawn.
    O partner!
    It is the frost-bitten ear,
    The keepsake of winter’s cold slap on the ear,
    And the narrow-scope sky candle, dead or alive, is hidden,
    In nine-fold, death-plated, sturdy darkness coffin.
    O, partner!
    The fire of wine, inflame!
    Cause day and night are the same.
    Not willing are they to greet you, to say hello
    Stuffy is the air,
    Closed are the doors,
    Drooped are the heads,
    Hidden are the hands,
    Clouds are the breaths,
    Heavy and tired are the hearts,
    Crystalline skeletons are the trees,
    Desperate is the earth,
    Low is the sky-ceiling.
    Dusty are the moon and the Sol,
    It is winter.




  2. 6 كاربر زير به خاطر اين پست سودمند از 7prince عزيز تشكر كرده اند:


  3. # ADS
     

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. آمریکا استخوانهای «تیراناسوروس» را به مغولستان بر میگرداند
    توسط خبرنگار در انجمن علمی ، فرهنگی و هنری
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 06-21-2012, 11:10 AM
  2. پاسخ: 2
    آخرين نوشته: 11-08-2011, 02:37 PM
  3. داستانهای داستانگریز یا وقتی که ابرها میگریزند
    توسط Zahra در انجمن گفتگو و نقد ادبی
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 07-18-2011, 11:57 AM
  4. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 07-12-2011, 05:02 PM
  5. [آموزش] جستجوی اینترنت از نوار استارت ویندوز ۷
    توسط Eternal در انجمن آموزش
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 07-12-2011, 10:25 AM

User Tag List

کلمات کلیدی این موضوع

Bookmarks

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
stats online